Sign up with your email address to be the first to know about new products, VIP offers, blog features & more.

پنج راه برای برآمدن از عهده مهاجرت و تبعید

تحمل مهاجرت، به خصوص به عنوان تبعیدی، کارِ آسانی نیست. کاملاٌ می فهمم. من دربارۀ چالش هایی که افرادی که از کشور خود به خاطر رانده شده اند در پست قبلی نوشته ام. من در پست قبلی ام در رابطه با چالش های پیش روی افرادی که به علت درگیری، نقض حقوق بشر و یا خشونت از کشور خود رانده شده اند و یا از شکنجه و آزار و اذیت فرار کرده اند، نوشته ام. حالا که آن ها را گذرانده ام و تمام شده اند، می خواستم دربارۀ چیزهایی که به من کمک کرده اند تا این دوره را به عنوان یک پناهنده، مهاجر، تبعیدی (هر چیزی که این روزها به آن می گویند) بگذرانم، بنویسم. حالا، با فرضِ این که نیازهای بنیادی و اساسی شما رفع شده اند (البته می دانم گفتن آن بسیار ساده تر از عمل است)، 5 چیزی که برای من در این راه مفید بوده اند را لیست کرده ام.

1. قبل از هر چیزی مراقب خودتان باشید

بهترین کاری که هر کسی برای خودش می تواند انجام دهد، این است که از خودش مراقبت کند. این که نیازهای خود را در اولویت اول قرار دهید به نظر ساده می رسد، اما درواقع بسیار سخت است، یا حداقل برای من اینطور بوده است. خیلی از ما ها “اهمیت به خود” را با “خودخواه بودن” اشتباه می گیریم در حالی که اولین شخصی که مسئول هستیم مراقبش باشیم، خودمان هستیم. یک ضرب المثل قدیمی وجود دارد که من کاملاً با آن موافق هستم : ” اگر نتوانید به خودتان کمک کنید، به هیچ کس دیگری هم نمی توانید کمک کنید. ”

یک لحظه به قلبِ انسان فکر کنید. قلب بدون وقفه کار می کند تا خون را در بدن به گردش بیندازد، تا به اندام ها اکسیژن برسد، دی اکسید کربن و دیگر مواد دفعی از تمام بافت های بدن خارج شود. اما پیش از انجام دادن این کار، اولیت با این است که از طریق رگ های کرونر به ماهیچۀ قلب خون برسد. در غیر این صورت نمی تواند وظیفۀ خود را انجام دهد و ما می میریم. به همین راحتی. اهم … چه چیزهای نوشتم؟ گذشتۀ دانشجوی پزشکی بودن ام دارد خودش را نشان می دهد. برو کنار. خب، رفت (ببخشید پدر).

حالا بگذارید مثال های دیگری بزنم. در هنگام نمایش توصیه های اضطراری داخل هواپیما، مهمانداران به ما می گویند ایتدا ماسک اکسیژن خودمان را استفاده کنیم و سپس به دیگران در گذاشتن ماسک شان کمک کنیم. چرا؟ چون چطور می خواهید به دیگران کمک کنید زمانی که خودتان نمی توانید نفس بکشید؟ و اگر هنوز هم متقاعد نشدید، به این فکر کنید. فرض کنید از کنار یک دریاچه عبور می کنید، شنا بلد نیستید و ناگهان متوجه می شوید کسی داخل دریاچه در حال غرق شدن است و فریاد می زند. شما چه کار می کنید؟ مسلماً اگر شنا بلد نباشید و خود را داخل آب بیندازید، هر دوی شما غرق می شوید. پس بهترین کار این است که دنبال کمک بروید، که مقدمۀ نکتۀ بعدی ای است که می خواهم بگویم.

2. کمک بگیرید

می دانم که اعتماد به مردم و یا هر نوع موسسه یا سازمانی بسیار سخت است زمانی که تجربۀ زندگی کردن در یک حکومت سرکوبگر و یا جنگ را داشته باشید. حالا بلد نبودن زبان و تفاوت های فرهنگی را به آن اضافه کنید، حالا کمک گرفتن حتی سخت تر به نظر می رسد. طبق تجربه ای که من داشتم، زمان زیادی گذشت تا 1. بفهمم که احتیاج به کمک دارم، 2. بفهمم که کمک وجود دارد، 3. به مردم اعتماد کنم و درخواست کمک کنم.

حقیقت این است که چیزی که شما تجربه کرده اید را مردم فقط در تلویزیون می بینند و یا در روزنامه ها می خوانند، و احتمال این وجود دارد که همه مشکل شما را درک نکنند. اما، سازمان ها و متخصصینی وجود دارند که به طور خاص برای کمک به شما آموزش دیده اند. شما مجبور نیستید در سکوت زجر بکشید. یک سازمانی که زندگی مرا به کلی تغییر داد Solace Women’s Aid و کمک های 24 ساعتۀ آنلاینِ Samaritans بود.

بسته به این که به چه کمکی احتیاج دارید، انواع مختلفی کمک برای شما وجود دارد. من می خواهم یک بخش ایجاد کنم و لیستی از آن ها را روی سایت پست کنم. با توجه به کمکی که احتیاج دارید، و در کجا هستید، می توانید با صفحۀ منابع پناهندگان از بنیاد بین المللی حقوق پناهندگان شروع کنید. این ها لیست هایی از جستجوها بر اساس کشورها است برای مثال ترکیه، فرانسه، آلمان، انگلستان و آمریکا. همچنین می توانید به دایرکتوری آنلاین سازمان بروید و نام شهری که در آن هستید را جستجو کنید. دایرکتوری خدمات به چناهندگان جوان و مهاجران نیز بسیار کمکِ بزرگی است اگر در انگلستان هستید. اگر در استرالیا هستید، می توانید به کنسولگری خدمات به پناهندگان در استرالیا مراجعه کنید.

 

3. رنج و عذاب خود را تبدیل به هنر کنید

هنر در راهِ بهبود من نقش بزرگی ایفا کرده است. موسیقی، نقاشی و ادبیات بهترین پزشکان من بوده اند. من زمانی که از کشورم فرار کردم بسیار جوان بودم. به سختی انگلیسی صحبت می کردم و نمی توانستم به مدرسه بروم.

در دورانی که به طور قاچاقی از کشور خارج می شدیم (داستانش طولانی است)، بهترین کاری که پدرم برای من کرد این بود که چند جلد کتاب دست دوم از چارلز دیکنز برای من آورد. به کمک یک دیکشنری، من به دنیای ادبیات انگلیسی معرفی شدم و با داستان های “الیور توییست”، “آرزوهای بزرگ”، “داستان دو شهر” و “دیوید کاپرفیلد” آرامش پیدا کردم. حتی با این که قسمت کمی از آن را متوجه می شدم، از دیکشنری استفاده می کردم و بقیۀ آن را خودم تصور می کردم. به علاوه، کار دیگری نبود که انجام بدهم، برای همین خودم را در این کتاب ها غرق می کردم و به اتفاقاتی که اطرافم اتفاق می افتاد توجه نمی کردم.

من همچنین در سخت ترین دوران زندگی ام، دفترچه خاطرات داشتم و کلمات به کمک من می آمدند. تا به امروز، نوشتن هنوز بهترین دوست من است و حالم را بهتر می کند.

چه موسیقی باشد، چه نوشتن، کمدی، نقاشی، عکاسی، نمایش، آواز خواندن و یا هر چیز خلاقانه ای که تمام احساسات منفی خود را به هنر تبدیل کنید و از خود بیرون کنید، به شما کمک می کند. زمانی که رنج خود را به صورت قابل لمس ببینید، دید جدیدی نسبت به آن پیدا می کنید و راحت تر آن را هضم می کنید. و واقعاً به این که “به اندازۀ کافی خوب نیست” فکر نکنید. اگر حال شما را خوب می کند، انجام دهید. شما این را برای خودتان انجام می دهید و چه اهمیتی دارد که بقیه چه فکری می کنند؟

4. از اینترنت بهترین استفاده را کنید

اینترنت سرشار از منابع رایگان است. شما هر چیزی را می توانید در گوگل جستجو کنید و جواب برای آن پیدا کنید. اگر هر سوالی دربارۀ هر چیزی دارید فقط کافی است آن را در گوگل تایپ کنید و کسی را در جایی پیدا می کنید که چیزی دربارۀ آن نوشته باشد و یا ویدیویی ساخته باشد و یا وبسایتی وجود دارد که از طریق لینکی شما را به وبسایتی می برد که در آن جا بتوانید اطلاعات بیشتری پیدا کنید.

برای مثال، من تصمیم گرفتم علاقۀ خودم را دنبال کنم و برای یادگیری نویسندگی خلاقانه در دانشگاه کمبریج ثبت نام کردم و مرا قبول کردند و بسیار از این موضوع هیجان زده بودم اما متوجه شدم هیچ کدام از کمک های مالی به خاطر نوع ویزایم شامل من نمی شود. پس از چند روز ناراحتی، دانشگاه هایی را در گوگل جستجو کردم که در هزینه های تحصیل به پناهندگان و یا خانواده هایشان کمک می کنند. پس از تماس با چندین سازمان، در نهایت برای یک کمک هزینۀ تحصیلی در دانشگاه کمبریج ثبت نام کردم اما دوباره این درخواست رد شد به این دلیل که این کمک هزینه ها به کسانی تعلق می گرفت که در دانشگاه تحصیل نکرده بودند و من در کشور دیگری مدرک تحصیلی داشتم. تا جایی که می دانم، تنها راهی که داشتم این بود که پس انداز کنم تا بتوانم هزینه های دانشگاه را بپردازم و متاسفانه نمی توانم چون بزرگترین چالش من این روزها این است که دخل و خرجم جور در نمی آید. خیلی خوشحال شدم وقتی متوجه شدم که آموزش های آنلاینی توسط دانشگاه ها برای مثال بر روی Coursera و Udemy و با زبان های مختلف ارائه می شود. وب سایت های مشابه دیگری همچون FutureLearn و OpenLearn وجود دارد. اگر علاقه مند به کد زدن هستید، منابع رایگان و آنلاین زیادی وجود دارد که می تواند به شما کمک کند. اینجا می توانید لیست آن ها را ببینید.

5. بر روی چیزهایی تمرکز کنید که قابلیت تغییر دادن شان را داشته باشید

من خودم را یک انسان مذهبی تلقی نمی کنم، اما عاشق این دعای آرامش از راینهولد نیبور هستم :

خدایا این آرامش را به من عطا کن تا آن چه را نمی توانم تغییر دهم بپذیرم،

شجاعتی عطا کن تا آن چه را می توانم تغییر دهم،

و بینشی که تفاوت این دو را بتوانم تشخیص دهم.

از موقعی که این دعا را شنیدم، در خاطر من مانده است و به من یادآوری می کند که بر روی چیزهایی تمرکز کنم که می توانم تغییر دهم. برای مثال، من نمی توانم جنگ ها را متوقف کنم و یا دیکتاتورها را نابود کنم (با این که خیلی دوست داشتم که می توانستم). اما، می توانم به عنوان یک انسان حقوقم را بدانم، و مطمئن باشم که در حلقۀ دوستانم و خانواده ام یک دیکتاتور نیستم. و یا نمی توانم تنفر و نادانی را متوقف کنم، و یا گذشته ام را تغییر دهم. اما می توانم از دیگران کمک بگیرم و خودم را تعلیم دهم تا نگذارم این موارد مرا تبدیل به انسانی منفور کند.

چه شما خوشحال هستید چه ناراحت و این مطلب را می خوانید، بدانید که تغییر قابل جلوگیری نیست و هیچ چیزی در این دنیا یک جور نمی ماند. این قانون دنیاست. و از همه مهم تر، این را باید بدانید که شما یک قربانی نیستید. شما یک نجات یافته اید.

شما چه فکری می کنید؟ چه چیزی به شما کمک کرده است؟ دوست دارم نظر شما را دربارۀ چیزهایی که در این راه به شما کمک کرده است بدانم.

 

signature
3 Responses
  • سجاد کلاته
    سپتامبر 4, 2017

    زندگی سختی داشتین . براتون ارزوی موفقیت میکنم?

  • ايليا
    سپتامبر 5, 2017

    سلام ؛ من با اينكه يك پسر هستم ولى با تمامِ تلاشم به حرف هايت عمل ميكنم و خودم رو توى بعضى رفتار ها تغيير ميدهم و راهى اگه جلو پاهايم ناهموار باشد راه ديگرى رو انتخاب ميكنم . من خودم شخصاً أدمى هستم كه از يهودى ها متنفر هست و دوست نداره چنين كسايى در اين دنيا وجود داشته باشن و توى خانواده به جاى اينكه مثل همه وقتى بحث بر سرِ ( هيتلر) مى شود از او بد بگويم ؛ از اون تعريف و تمجيد ميكنم و ميگويم هر كار اشتباهى كه نكرد منقرض كردنِ نسل يهودى ها كار درستى بود .
    دارم تلاشم رو ميكنم اين عقيده رو از سرم پاك كنم ممنون كه كمك ميكنى ❤️

  • minakarimi
    سپتامبر 13, 2017

    میشه داستان زندگیتم بنویسی؟اونجوری بهتر میشه نظر داد چون میشه درک کرد چی بهت گذشته.درصورتی که معلومه سختی های زیادی کشیدی

What do you think?

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *